جستجو

تبلیغات



ما توبه شکستیم ولی دل نشکستیم

    جذامیان به نهار مشغول بودند و به حلاج تعارف کردند...!
    حلاج بر سر سفره آنها نشست و چند لقمه بر دهان برد...!
    جذامیان گفتند : دیگران بر سر سفره ما نمی نشینند و از ما می ترسند، چگونه تو نترسيدي؟
    حلاج گفت آنها روزه اند و برخاست..!!
    غروب ، هنگام افطار حلاج گفت : خدایا روزه مرا قبول بفرما!!!
    شاگردان گفتند : استاد ما دیدیم که
    روزه شکستی...
    حلاج گفت : ما مهمان خدا بودیم. روزه شکستیم ولی دل نشکستیم....


    آنجا که دلی بود به میخانه نشستیم
    آن توبه صد ساله به پیمانه شکستیم
    از آتش دوزخ نهراسیم که آن شب
    ما توبه شکستیم ولی دل نشکستیم
    مولانا


    این مطلب تا کنون 42 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ چهار شنبه 19 خرداد 1395
    منبع
    برچسب ها : حلاج ,روزه ,توبه ,شکستیم ,توبه شکستیم ,
    ما توبه شکستیم ولی دل نشکستیم

تبلیغات


    تبلیغات شما در این قسمت

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز چهار شنبه 9 فروردين 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر